۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

نقدکی نقادانه اندر احوالات موجود چند زیست و چندگانه سوزی بنام آناهیتا

آنا نامرد !
منو اذیت میکنه ، الان منم توصیفش میکنم ! هه هه هه . من پسر به این گلی نمیدونم چرا همه اذیتم میکنن ؟ حسودی میکنین بهم :دی کانگورو ! :دی
توصیف آنا رو اول با نقاشی انجام میدم ، کار دست خودمه

http://www.img98.com/images/3zbcmi60y22t3ur8knh5.jpg
خوب ، عکس رو دیدین ، حالا توضیح میدم عکس رو ! این گردالیه کله ی آنا هستش ! بعد اون وسط 2 تا چند ضلعی هستش که چشماشن بین چشماش زائده هستش که دماغشه بعد بالای چشماش ابروهاش هستن ! قوس ابروها ها رو دقت کنین بهش ! باید برعکس باشه !! بعد میرسیم به دهن ، عین همینی که من کشیدم باید باشه ! چون همیشه داره گریه میکنه حالا بگو چرا ! چون روزی 7-8 بار دارم طلاقش میدم و اونم داره گریه میکنه بابت همین اگه خوب دقت کنین و چشم بصیرت داشته باشین عسل هاشو هم تو عکس کشیدم !!
خوب ، این توصیف ظاهری بود ، حالا توصیف اخلاق !! سگ ! پاچه میگیره منتظره من بگم د ! میزنه زیر گریه که سرم هوو آوردی اما من میدونم مریم به این چیزا توجه نمیکنه و الان داره تو کانادا دنبال یه چشم آبی و مو بلوند میگرده واسه من
خوب ، اخلاقیات این موجود 2 پا رو ادامه میدیم ! علاقه ی فوق العاده به فک زدن داره ، خیلی خیلی دوس داره قوت قالبشم عسله ! حالا به من گیر میده هی میگه عسل بده ! منم مجورم ببرم ماه عسل اونجا بهش عسل بدم ، آخه میگه جای دیگه عسل حال نمیده بخوری ! من موندم چی بگم ! حالا عسل و ماه عسل کم بود ، داره عسلشو میخوره میگه کلاس دارم ! زود منو ببر کلاس ! مجبور میشم از روی ناچاری زود و ببرشم کلاس بعد وسط کلاس میگه عسل بده بخورم ! میخوام بگم کوفت بخوری ، دلم نمیاد وسط کلاس هم همینجور عسل میخوره بعد اینقدر عسل خورده لباش مث آنجلیا جولی شده ! منم لباش رو میبینم وسوسه میشم میگم حالا تو عسل بده من بخورم بعد که عسل همینجور دارم میخورم یه دفعه یاد کلاس میفتم بعد میریم کلاس خلاصه ، رو منم تاثیر گذاشته دیگه وقت و بی وقت هوس عسل میکنم منم
خوب ، از عسل بگذریم . حیوون مورد علاقه اش زنبور عسله ! بعد حیوونی هم که خیلی بدش میاد ازش خرسه ! آخه خرس هم عسل میخوره بیچاره ! اما این آنا که شعور نداره بفهمه عسل اون با عسل خودش فرق داره
من آرین رو فرستادم محله ی اینا درباره اش تحقیق کنه ! برگشت گفت دادا بیخیال ! گفتم چرا ؟ گفت اوضاعش خرابه ! هیچکی چیز نمیکنه بیاد طرف خونشون ! گفتم عجب ! چیکار کرده ؟؟ 20 فرقه قتل ؛ 45 مورد آدم ربایی ؛ 100 مورد حمله ی مسلحانه ! 250 مورد زورگیری ؛ 400 مورد بچه دزدی ؛ 500 مورد اذیت و آزار سالمندان و ان مورد کیف قاپی ؛ 75 مورد سرقت ماشین ؛ 400 مورد سرقت موتور سیلکت ؛ 612 مورد یه کاری که نمیشه گفت ؛ 903 مورد هم جعل اسناد ؛ 1 مورد هم عشخ که مربوط میشه به یکی که داره الان باهاتون حرف میزنه
سابقش اینه ! توی گروهی که درست کرده معروفه به خاله آنا .
دفعه ی بعد سوابق مریم رو مینویسم واستون ! اون که دیگه اینقدر اوضاش خراب بود از کشور فرار کرد
من تهدید شدم که آخرش باید از دلش در بیارم ، در آوردم ! :دی ناراحت نشو ، همه اینا رو با مریم بودم اصلا :دی

پ.س : این سایته اسمایل نداره داره رو اعصابم نرمش صبحگاهی میکنه ! دوباره به زودی میرم یا همون بلاگفا ، یا یه چی دیگه :دی

۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

در هم


خیلی وقته آپ نکردم دیگه خیلی ضایع داره میشه ؛ الان واستون شر مینویسم برین آلشو ببرین !!
خوب ، یکی بود ، یکی نبود ، یه آناهیتا خانوم بود که خیلی خل و چل و الدنگ بود . یه روز این آنا ی قصه ی ما داشت میرفت مدرسه  ، بین راه پاش پیچ خورد نزدیک بود بخوره زمین ، بعد کل اون روز میلنگید خوب بچه ها ، قصه ی امروز ما تموم شد ، ایشالا خوب بخوابین و خوابای خوب خوب ببینین و مث الدنگ ها تو خواب سر و صدا کنین
موضوع بعدی درباره ی خودمه ، ایهاالناس واسم دعا کنین ، خوکی گرفتم الان علائمش رو بهتون میگم :
- سر درد افتضاح ؛ - کوفتگی تن ؛ - آب ریزش بینی ؛ - اشک همینجوری مث شیلنگ از چشمات میاد ؛ - سرفه ؛ - در کل هرچی یه مریضی میتونه داشته باشه رو داره
خوب ، دکتر ها چرند میگن یه حالت تهوع و روم به پنجره ی بالکن خونه ی پرنیان اس... داره
دیشب ( 5 شنبه ) بعد شام تک و توک سرفه میکردم ، خوابیدم ساعت 2 ، بعد هزیون میدیدم خواب میدیدم " پی، ام ، سی " برنامه ی جدید داره میده بعد دیوونه میشدم ، تا چشممو میبستم اون میومد جلوی چشم بعد صبح بیدار شدم ، دیدم خوبه تختم خودش رو به قبله بود رفتم بیرون قرص بخرم نوش جان کنم ، داروخانه ی جفت خونمون بسته بود ، 200 متر بالاتر یکی دیگه بود ، اونم خیلی شلوغ بود حال نداشتم صف واستم ، 150 متر اونوتر یکی دیگه بود که اونم بسته بود  بعد بیخیال قرص شدم اومدم خونه خوابیدم 1-2 ساعت بعد بیدار شدم مامانم منو دید ترسید ، میگه چشات چرا اینطوره ؟ رفتم جلو آیینه ، من که فرقی ندیدم با داداشم رفتم دکتر زنه گفت خوب چته ؟ همه ی علائم بالا رو گفتم ، بعد داداشم گفت خوکی شده زنه هم گفت آره ، گفتم یا علی بعد چوب بستنی تا حلق فرو کرد تو گلوم دید زد تو رو گفت گلوت هم داره چرکی میشه  به تعداد عدد آووگادرو  واسم قرص نوشت و یه آمپول  آمپول زدم چه حالی داد پرستاره خیلی باحال زد ، منم حال کردم بعد روز پریدم پایین اومدم خونه دیدم عضلات یه جایی گرفته ! بخواین یه چی رو تعریف کنین باید اینجوری بگین ، نکته به نکته ! کیانا خانوم ، ببین بترک از حسودی
** یه موضوع دیگه ، اوهوووووی مریم ، فقط یه هفته مهلت داری ! زن کانادایی من کو ؟ من اعصاب ندارم زن میخوام تند باش !! حالا کانادا نشد فرانسه هم خوبه روسیه
** آرین الدنگ شده خیلی ، چرت میگه به شدت ، فضول هم شده ! با آی دی من میاد بی شرف حواستون باشه اگه دیدین طرف بی شعوره داره پی ام میده من نیستم ، آرینه اگه دیدین مخاطب شما خیلی پسر گل و خوبیه ، بدونین خودمم
** به شدت حس نوشتن اومده ، چون به شدت بیکارم پس باید تحمل کنین
** من میخوام یکی رو طلاق بدم ، چون واسم آهنگ دانلود نکرد فردا منتظر احضاریه دادگاه باش
** صدرا سیاسی میشود : 13 آبان دادشم رفت تهران ، بعد اونجا مث لیدر ها خر بازی در میاورد ، اول صف بودن ، بعد نشونه اش کردن ، دنبالش کردن گرفتنش به شدت کتکش زدن مشت ، زانو ، باتوم ( ن ) بعد پوتین ، همه چی خورد گوشش نزدیک بود کنده بشه ، زخم شده گوشش ، فکر کنم طرف که گرفتش نه نسبتی با پرنیان داشت
منم مفید بودم ، روز 13 آبان خواستیم با بچه ها بریم کتابخونه ، بین راه تظاهرات رو دیدم ،  تو دلم هرچی فحش بلد بودم بهشون دادم  همین قدر کافیه میترسم شب بریزن تو خونمون منو بگیرن خطرناکه بعد رفتیم کتاب خونه ، محیط رو به گند کشیدم ، یه صفحه درس خوندیم ، دیدم مدارس دارن تعطیل میشن رفتیم یه چی چرخ تو خیابون بعد باز برگشتیم 2 صفحه دیگه خوندم ، دیدم خسته شدم اومدم خونه
** آخریه این دیگه نتیجه گیری :  به مهسا گیر ندادم الان ناراحت میشه بیچاره دوس داره فحش بشنوه ! خاک تو سرت عزیزم خوشحال شدی ؟؟ آفرین دختر خوب به پرنیان هم گیر ندادم ، چون الان بدنم ضعیفه نمیشه دفاع کنم از خودم ، منو میگیره جر میده دست بزن داره  به شدت به به چه خانوم با شخصیتی آناهیتا هم که گفتم ، فردا احضاریه طلاق میاد دم خونشون مریم هم ضرب العجل 1 هفته ای بهش دادم که یه کاتالوگ از خانوم های با شخصیت کانادایی جور کنه که لیاقت منو داشته باشن کیانا هم مستمر آزاده ، هم درد منه ، کنکور داریم پس بهش گیر نمیدم زیاد آرین هم که خاک تو سرش ، هیچ امیدی نیست که آدم بشه ، پس کاری باهاش ندارم آذین هم شاید بیاد اینجا ، پس یه چی بهش میگم ، تو کانگورو منی قراره بهم سواری بده بهش میگم ضد خر باحال برگفته شده از : 1- ضدحال  ؛؛ 2- خر باحال هستش ! بسته دیگم دستم اوف شد
برین گمشین عزیزای دلم
پ.ن : میگن آنفولانزای خوکی آدم میگیره توهم میزنه و چرند میگه هرچی گفتم دلیلش همونه

 


Design by: Pocket
This template is brought to you by : allblogtools.com Blogger Templates